تبليغاتX
سردبیر دیپلم
سردبير

هنوز هم هستند کسانی که ژیش بینی میکنند . بوش هم ترور می شود . این ژیش گویی یک منجم

است

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 22:17  توسط   | 

شجریان هم دیگر نمی خواند . حالا چرا  اینجا می گوید
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 22:9  توسط   | 

خدا را شکر گنجی اعتصاب غذایش را شکست . او شکست نخورده است . او یگانه مرد ایران زمین است

او یک دگر اندیش است همین . اندیشیدن بدون بیان کردن بی معنا است . او یکتاست .

اکبر گنجی بداند ما او را شکست خورده نمی دانیم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 22:7  توسط   | 

این قضیه  اکبر گنجی هم سر هر کلکلی که شده است تمام نمی شود . نه گنجی کوتاه می اید نه خامنه ای

 

هوادارانش می گذارند . اصلا در ایران ما قدرت تک صدایی نمی گذارد که کسی به جایی برسد . حالا این

 

نفر هم گنجی باشد  . بابا بی خیال آقای خامنه ای

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 23:20  توسط   | 

شب کنار شعله سبز بخاری رفته ام در خویش

 

باغ سبز شعله ها شعر دلاویزیست

 

در من امشب چشمه های سبز میجوشد

 

گریه خواهد شد

 

بوسه خواهد شد

 

یا گلی بر گوریاران صفا اندیش ؟

 

قطره های سبز باران قصه میگوید

 

زردی غم را

 

از شیار شیشهای مات می شوید

 

دست من روی بخاری، گر می گمگشته یی را باز می جوید

 

در نگاهم جنگل اندیشه های سبز می روید

...

 

در اتق خواب می خواند زنی پرشور:

 

 (( کو چه ها سبز واتاقم سبز  

 

شعله ی گرم چراغم سبز

 

باغم سبز ))

....

 

پردههای سبز توری می تپد ارام

 

از شکاف پرده می روید

 

بازوان صبح مرمرنام

 

لذتی چون لذت آدینه شبهایی که کوکش نیست

 

می دود  در دیدگان فسفرین ساعت شبتاب

...

 

او تهی ازکام

 

چانه اش را میگذارد بر سرم؛ سنگین

 

ابر مویش می خزد بر شانه ام ، لرزان

 

می گشاید عقده ی دیرین

 

پشت دستم می شکو فد قطره باران

 

دیده در آئینه می بندیم

 

جادهء مومین و باریک نگاه ما

 

از نفس های بخاری آب می گردد

 

چکه ....

             

             چکه.....

 

                          فسفر شبتاب میگردد

 

در اتاق گرم ،سوزد شبچراغ سبز

 

بر لب آئینه ماسیده است :

 

( ای دو چشم سبز

 

در خزان سرد اندوهم شکوفا باش

 

ای دوچشم سبز

 

ای ....)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 23:22  توسط   | 

خبری از گنجی نمی شود . خسته ام و همه اش در خیال گنجی . و کاری هم نمی شود . تلوزیون بی مصرف ایران هم

 

خبر شکستن اعتصاب غذای او می دهد و بعد هنوز هم که هنوز است خبری نیست که نیست .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 16:31  توسط   | 

از این ببعد می توانید در بلوگر مستقیم  با مایکروسافت وورد تایپ کنیدببینید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 21:39  توسط   | 

 

آقای هرندی سلام. این نامه یک آدم معمولی و یک جوانی است که در سن 24 سالگی هنوز خواب آسوده اش

 

را مدیون بی دل و جگر بودن خودش و دوم عطاالله مهاجرانی می داند . آقای هرندی کاری ندارم که الان خیالم از

 

بابت کارم کمی راحت است ، اما در حدود 4 سال بی کاری خوشحالم بگویم که نه پایم به کلانتری به خاطر

 

مزاحم شدن رسیده است و نه برای تریاک و عرق . آقای هرندی باید بگویم هنوزم که هنوز است مزه شیرین

 

کتابها و مجلات و روزنامه ها و مقاله ها ی شیرین را که خواندام را فراموش نمیکنم . یاد روزهایی که تک و تنها

 

درخانه بودم ودوستان دختربازم افسوس موقعیت مرامیخوردند و من رمان جسدهای شیشه ای مسعود کیمیایی

 

را میخواندم و قدم می زدم در خیال صدای بنان و قمر . در خیال کوچه پس کوچه هایی با جویهای آب و آواز ضللی

 

، یاکتابهای جلال آل احمد در خسی در میقات و مدیر مدرسه و نفرین زمین و ....  . باید بگویم که هنوز هم یادش

 

بخیر . یادش به خیر مجله مهر و  روزنامه جامعه و آبان با یاد داشتهای روشنگرانه اش و مقاله ای از سروش در

 

مورد دیدگاه ایت الله طالقانی و موضوعش که قران بود و تعداز چندی رفتم و لای قران را باز کردم .

 

آقای هرندی اگر خدمتی در مورد فرهنگ است باید کمک به اندیشیدن باشد و فکر کردن در باب درستی اسلام و

 

شناختن اسلام و بزرگیهایش.به اورکات سرزده اید .تمام دختران و پسرانی که درآن عضو هستند جلوی سوالی

 

که درمورد دینشان شده است نوشته اند مسلم . یعنی مسلمانند . فیلم تفکر برانگیز مارمولک اول و آخرش این

 

بود که آدمها راه های خودشان را برای رسیدن به خدا دارند .

 

آقای هرندی  من تمام فکر کردنها و اندیشیدنهایم را مدیون مهاجرانی و خاتمی هستم . طوری بیایید که وقتی

 

رفتید در وبلاگها بنویسند یاد هرندی بخیر .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 21:37  توسط   | 

اینهم عکس هایی در تجمعاتی که برای حمایت از اکبر گنجی صورت گرفته است
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:54  توسط   | 

نامه معی از فعالین سیاسی به هاشمی و خاتمی و روبی در مورد وخامت اوضاع گنجی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:51  توسط   | 

حقوق مردان آزاده اش در این ملک رعایت می شود . انوقت زنان چه می خواهند . بیایید کمک کنید وکمی پول بدهید

 

برای بازخریدن جان زنی که شغالی با عقده های جنسی را به درک فرستاده است . توضیح بیشتر از خورشید خانوم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:35  توسط   | 

تلوزیون داشت حیات وحش پخش میکرد بابام گفت : یارب بگردم عظمت تو چیا آفریدی قربونت برم خدا .گفتم این

 

که چیزی نیست عجیبترم هست . دیروز تلوزیون پخش میکرد . پرسید چی بود : گفتم احمدی نژاد از اون بدتر

 

کسایی که بهش رای دادن.

 

خاتمی که آمد برف بهمن 76 آمد و چهار روز تعطیلی وقتیم که خواست بره چه برف خوبی امد .حالا احمدی نژاد

 

نیامده وبا آمد وای به حال وقتی که بخواد بره .

 

با آمدن وبا در ایران در صورتی که فراگیر شود و کشته زیاد بگیرد و آدمهای زیادی بمیرند این را می گذارند پای

 

برنامه طرح اشتغال احمدی نژاد .

 

 

دولت احمدی نژاد دولت مردمی،مردمی است که از سیاست و آینده هیچ چیز بارشان نیست.این دولت،دولتی

 

است که خواسته های مردمی عام رانمی فهمند . اوضاع فرهنگ هم با آمدن این ستون نویس دارو دسته کیهان

 

به عقب خواهد رفت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:33  توسط   | 

وبا آمد ::::: آخ جون اشتغال
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:31  توسط   | 

اگر کمی زرنگ بودید موشته ای ازاحمد زید آبادی را بخوانید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 22:18  توسط   | 

خدا آخر و عاقبتمان را با این حضرات بخیر کند. اینها هیچ کدامشان سابقه اجرایی ندارند تا حالا هاشمی میخورد

 

از حالا اینهایی که جیبشان خالی است . فقط امید وارم که حاصل کار محسنی اژاه ای  ادامه قتلهای زنجیره ای

 

نباشد . بهر حال کاری است که شده است . برای هر چیزی رسم است که تمروز نام یک فیلم را انتخاب میکنند.

 

من برای این هیات دولت اسم همکلاسی رو انتخاب میکنم .  این یکی از اون یکی بی سابقه تر .

 

 

نوشتن در ویکی پدیا سخت است اما به شدت شیرین به این ویکی پدیابروید و لذت ببرید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 22:11  توسط   | 

درست مثل این است که در مقابل آئینه بایستی و بزنی در با مشت در صورت خودت و آئینه را خورد

 

کنی .ببینید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:27  توسط   | 

این مقاله از مرتضی مردیها خواندنیست .نویسنده کتاب بر شعله های اب . اما چه ظلمی در حق این

 

رزمندگان چند سال پیش و این دموکراتهای امروزی رفته است . با آنان همانند خوارج رفتار کرده اند.

 

عجب صبری خدا دارد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:24  توسط   | 

من از جنگ بیزارم . اما بوش با آن راستیهای تند سنای امریکا بدشان نمی اید که با ما یک

 

تنی به آب بزنند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:20  توسط   | 

 

همان که گفتم : هاشمی دارد ازالان برای خودش تریپ اصلاح طلبانه درست میکند . تا به حال یک

 

عکس از او با راستی های فعال درست و حسابی نه آباد گرانیها ندیده ام . حالا احمدی نژاد در نماز

 

- جمعه هاشمی شرکت نمی کند . هرچه باشد هاشمی از من و شما بیشتر در سیاست بوده است

 

و می داند که به چهار سال نرسیده همه از او روی برگردانند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:13  توسط   | 

این زنان ایران هم واقعآ که نمی فهمند . امده اند و عجز ولابه راه انداخته اندکه احمدی نژاد ما را هم

 

آدم حساب کن و در دولتت ؤاه بده . ماهم حق نفس کشیدن داریم . بیا حالا جمع کن . یکیتان مثل

 

همین شیرین عبادی می اید و می گوید که در انتخابات شرکت نکنید محصول میشود  آحمدی نژاد و

 

سوز و فغان الانتان . خوردید . آقا بزرگم میگفت ژرنگترین زن دنیا نصف یک مرد فهمیده نمی فهمد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:11  توسط   | 

 

                                خواب نامه

 

 

دیشب خواب  میدیدم که مرده ام . در جایی هستم هفت تیری را بر می دارم و می روم که شخصی را بکشم . اما نمیکشم

 

می گویم ما که این کاره نیستیم اما طرف می اید و من را سوراخ سوراخ می کند . هماکرم می آید و می گوید دایت

 

بیامرزد . دستم را دراز می کنم و با او دست می دهم .می گویم خدا نگهدارتان.به آسمان نگاه می کنم .آسمان نیمه ابری

 

است و ستاره ها نیمه پیدایند همان جا می گویپم من که هستم ، آفتاب هست و دختری را که دوستش دارم . گنجی هنوزهم

 

هست . و میل به آزادی .راستی حالا خاتمی کجاست اوکه ما را بیدار کرد و این شور آزادی خواهی را.

 

سلام ، سلام به تمام داشته ها و نداشته هایمان . سلام به انچه روبروست و درود بر انچه که گذشت . امروز هست وفردا

 

نیز هم . پس به همه سلام . 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 18:22  توسط   | 

در دور زندهایم در اینترنت دیدم باز هم خبری از گنجی نیست که نیست . همه مثل قضیه وبلاگ نویسان فراموش کرده

 

_ اند که طبق 12 بیمارستان میلادتاریکخانه است . درست مثل اینکه پیش بینی آنها در مورد افکار وب نویسان درست

 

درست در می آید و فکر وب نویسان را می خوانند . اینهم شعری به یاد آزاد مرد دوران اکبر گنجی :

 

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست          منت خاک درت بر بصری نیست که نیست

 

ناظر روی تو صاحب نظرانند آری                     سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست

 

به باز آوری آلام و مشقتهایی که مردم از دست آدمهایی که پشتشان به زور وصل بودن امروز با آمدن احمدی نژاد دیدن

 

این عکس کافیست . اما دیری نخواهد پایید که آنها هم خواهند دید عمری کسانی را پرستیدند که مانند خودشان آدمهایی

 

معمولی بوده اند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 12:52  توسط   | 

ایستاده ابر و ماه و خورشید و فلک از کار

 

زیر این برف شبانگاهی

 

بدتر از کژدم

 

می گزد سرمای دی ماهی

 

کرده موج برکه در یخ برف

 

دستو پای خویشتن را گم

 

زیر صدفرسنگ برف اما

 

در عبور است از زمستان

 

دانه گندم

 

شعر از شفیعی کدکنی .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 22:40  توسط   | 

می توانید عکسهای تجمعی در حمایت از گنجی را در اینجا ببینید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 22:34  توسط   | 

اکبر گنجی اعتصاب غذایش را نشکسته است .همگب به این فر اخوان بپی وندید

 

 

از قدیم نه چندان دور گفته اند سیاست برای کسی خوب است که نونش در سیاست باشد .مصاحبه

 

حسین در خشان را بخوانید .نون سیاست

 

 

حجاریان هم می خواهد گنجی باشد اما از ترس گلوله ای که سعید عسگر در سرش خالی کرد کمی

 

 

کمی دیر شده است  آقای خاتمیدیگر دیر شده است

 

 

مسعو ده نمکی هم کمی اصلاح طلب شده است .تحول گرا

ـــــــــــــــــــــــــــ

 

خاتمی با فرزندانش

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 21:59  توسط   | 

یعنی اقای خامنه ای هم دارد همان کاری را میکند که استالین میکرد . متحد کردن مخالفانش در خارج

 

از کشور . این یک اشتباه است که شاه هم در مورد آقای خمینی کرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 21:45  توسط   | 

اشکال کار در این است تعریفی کامل از خطرناک بودن افرادبرای امنیت ملی ازطریق یک مرجع ای که

 

مورد قبول عام باشد در دسترس مردم نیست .مثل قضیه ایکه برای عباس عبدی بوجود آوردند و وکیل

 

وی در بخشی از مصاحبه اش گفت : با بررسیهایی که قاضیهایی که بی طرفانه عمل میکنند . پس در

 

این بین مابقی همه اش دعوای قدرت است . اکبر گنجی یک دگر اندیش است که اندیشه هایش جای

 

نقد فراوان دارد .بهر حال باید بدانیم که دور از آدمیت است که بخاطر اندیشیدن کسی را راهی زندان

 

کردن .

 

شما هم به هوا خواهان آزادی گنجی بپیوندید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 21:41  توسط   | 

اورکات  فیلتر شد
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 22:43  توسط   | 

این هم اقای خاتمی    در منزل با بشار اسد .

 

 

ایران رو به ترور اورده است . دم این جوانان عصبانی گرم .

 

یورش به منزل گنجی در پی چه بهانه ایست . گنجی باید اعتصاب غذایش را بشکند . او اگر بماند همچنان

 

خاری ست درچشمان این سعید مرتضوی  ولی اگر نباشد  نمی دانم .ببینید

 

 

 

        مشروطه  خواهی تنها راهی است که برایش زندان نمی برند چون در دراز مدت جواب خواهد داد.به این نوشته نگاه کنید

 

 

باز سازی چهره پدراصلاح طلب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 21:40  توسط   | 

تمام بی خیالی خودم را که می گذارم روی هم می شود تازه از اکبر گنجی چه خبر ؟ کسی از او یادی نمی کند .

 

تب قاضی مقدسی که به پایان برسد چه می کنند این دارو دسته کیهانی ها . من نمی دانم اما نیک آهنگ کوثر         میگوید کار کار

 

خودشان دوران مصرف مقدسی به پایان رسیده است . یعنی تب  استالینسم از داخل پوک میکند و راسپوتین شهر می ماند

 

تنهای تنها .

سلام دخترک  این آوازهای

 

غریب مردی در کنار راههایی

 

که ختم میشوند

 

به ستون

 

تنهایی و

 

از انجا راهی نیست جز بیراهه ای

 

در کنار مردمانی 

 

ظاهر فریب .

 

سلام ...

 

دوباره ستاره را خواهیم دید و خواهیم گفت

 

که اینها آوازهای عابری فریب در کنار راههایی

 

ختم به هر چه ناخیر است .

 

تو سلام مان را به خورشید برسان

 

دخترک روزهای تنهاییم

 

خورشید .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 20:47  توسط   | 

حالا از الان تا چهار سال دیگر که ناتوانیی ها و عدم کفایت آقای احمدی نژاد برای پست ریاست جمهوری برمردم

 

عیان شود اصلاح طلبان فرصت دارند تا به بازسازی خود مشغول گردند .یعنی آنهاییرا که محبوبیت اجتماعیشان

 

در بین مردم بالا است را انتاب و وارد عرصه روزنامه نگاری کنند .

 

شورای شهر گام اول است . برای این کار باید به بومی بودن + تکنولوزی شهری در هر شهرری از سوی نماینده

 

منتخب دوم خردادیها توجه شود .