تما زورم را دارم ميزنم كه به درك اين شب هابرسم وچند وقتي است كه به اين رسيده ام كه
شب هاي احيآئ براي بر پا داشتن آئين تفكر درباب آنچه شده است و آنچه خداوند بر تو در سال گذشته روا داشته است واينكه چه برده و چه گذاشته اي . احيآء ،احياء داشتن خاطرات خوب و كمك خواستن براي خوبتر شدن است و اينكه آدمي در اين شب به فكر خدا باشد و بداند ك ه خدا با اوست در هر حالتي .
بي همه گان به سرشود بي تو به سرنمي شود داغ تو دارد اين دلم اي دگر نمي شود
ديده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بي توبه سرنمي شود
جان زتو نوش ميكند دل زتو جوش ميكند عقل خروش ميكند بي تو به سر نمي شود
جاه و جلال من توي ، ملكت ومال من توئي آب زلال من توئي ،بي تو به سر نمي شود
گاه سوي وفا روي ،گاه سوي جفا روي آن مني كجا روي ، بي تو به سر نمي شود
بي تو اگر به سر شدي زيرجهان زبر شدي باغ ارم صغر شدي ، بي تو به سر نمي شود
خواب مرا به بسته اي ، نقش مرا به شسته اي وازهمه ام گسسته اي،بي توبه سرنمي شود
راحت بگويم كه بسيار گفته ام شب احيائ براي بر پا داشتن آئين آدم بودن است . آدم بودن يعني فكر كردن به كوتاه ترين راه براي كمك به تمام آدميان روي زمين . آدم بودن آدم بودن با تمام آزمون . خطا يش حالا در اين شب بزرگ تنها نشستن و چرتكه انداختن كه چه قدر خوبي كرده اي و چه قدر گناه و ذرع بزني كه چه فاصله تا بهشت داري كاري عبث است . بايد انديشيد به اينكه فردا كوتاه ترين را براي رسيدن به خدا آيا آواز خواندن براي مردم است يا كمك كردن به زني در راه يا { امدم بنويسم پيرزن ديدم مگر چه ميشود كه آدمها به يك زن جوان هم كمك كنند ان زن خوشگل هم باشد . به زيبايي فكر كردن واينكه آدم با خودش بگيد چه زن زيبايي ؟ خدا زيباست و زيبا آفزين پس زيبايي نشانه اي از خداست پس كمك كردن به يك زن زيبا وجوان هيچ اشكالي ندارد}
چون تو جانان مني،جان بي توخرم كي شود چون تودركس ننگري،كس با توهمدم كي شود
گر جمال جان فزاي خويش بنمايي به ما جان ما گر درفزايد ،حسن تو كم كي شود
دل زمن بردي و پرسيدي كه دل گم كرده اي اينچنين طراريت با من مسلم كي شود
چون مرا دل خستگي هست آرزوي روي تو اينچنين دل خستگي ضايل به مرهم كي شود
غم از ان دارم كه بي تو همچو حلقه بر درم تا تو از در درنيايي از دلم غم كي شود
خلوتي مي بايدم با تو زهي كاره كمان ذره اي هم خلوت خورشيد عالم كي شود .
به اميد به روزي شما و رسيدن به تما م آنچه بايد داشته باشيد و نداريد كه طومارهاست در فلسفه در اين باب داشتن و نداشتن آدمها .