یکی از دوستان وبلاگ نویس ما کامنت گذاشته است که خیلی وقت بود که از این حرف های سیاسی نزده بودی . جدی هم خیلی وقت بود که این قدر حرف بو دار نزده بودم . اگر به لینک داده شده رفته باشید به طور حتم دیده اید که نوشته است اگر در آن واحد تما پسرها ازدواج کنند بازهم یک میلیون و هفتصد هزار دختر بدون شوهر باقی می مانند . می بینید این حرف خیلی بو دار است . چون این تعداد دختر ماحصل انقلاب و جنگ کذایی و مدیریت ارزشی است ونه مدیریت هدفمند تحصیلی . ماحصل همانسیاستی است که شاه می خواست نسل اسلام را براندازد و ما سربازان امام زمان تولید می کردیم . بدون آن که فکر کنیم که این سرباز بی جیره و مواجب خدا را فراموش میکند چه برسد به نماینده او . وآن جنگ کذایی که یکی پس از دیگری جوان های مارا رژیم بعث عراق از بین برد .و هر جنگی کذایی است و در هر حالتی .
دیگر اینکه امروز با دهان روزه کمی چشم چرانیدم ومتلکی نه از روی رضا پراندیم که به هدف ننشست . آمدیم از مابین سه دختر خانم جوان بیست ساله { لپ کلام ، هلو} رد بشیم که گفتم :ببخشید و جواب دادن :یا الله . برگشتم وگفتم : الله نگهدارتون خانم محترم و رفتم و بازهم مثل همیشه چشمم در نگاه اول دنبال همان نقطه آنتریک دختران است ، سینه های لیمویشان .
گفتم لیمو . یک آهنگ از جهانشاه برومند گوش می کردم و حالش را می بردم که نگو ونپرس ، به همین نام لیمو .نوارش را ددم به کسی وبرد که برد و ماندم در کف آن آهنگ . کسی نمیدونه اون آنگ داخل کدوم آلبوم استاد جهانشاه برومند ه .


