تبليغاتX
سردبیر دیپلم
سردبير

 

امروز صبح  بعد از نماز صبح خواب بدي نديدم اما با اين كه زياد خواب بدي نبود اما شيطان مرا در خواب شكست داد . اينبار به شكل دختركي ظاهر شده بود با مانتويي شكلاتي رنگ  و مقعه اي مشكي . نميدانم چرا قبلش خواب بيليارد و دومينو مي ديدم . يادم مي آيد كه از اتوبوس پياده شدم و امدم از خيابان گذر كنم  ديدم تمام مسير را با  تريلي ها بسته اند و يك جايي با تيز بازي در رفتم كه از جلوي ان دخترك سر دراوردم و نگاه كه كرد ميخكوب وايستادم و بعد آمديم كه با هم راه برويم از خواب بيدار شدم .

جداي از نتبجه جنسي كه شما شايد بگيريد اين است كه آدمي بايد ياد خداوند را هميشه دردل و سرش داشته باشد تا شيطان كه حضوري به هم مي رساند در دل شما جايش نباشد  كه محل حلول شيطان درادمي دل است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 10:47  توسط   | 

ديشب خواب ديدم كه مادرم مي خواهد سه تا بره سفيد سه ساله گوسفند رو بگيره . اين تعبيرش چيه ؟ و اينكه خوبي الان اين فصل اينه كه ما شبها توي حياط مي خوابيم . ديشب بعد از كلي نگاه كردن به ستارها و ديدن اون خواب يبح براي خواندن نماز با صداي گوسفندي كه نميدانم از كجا مي‌امد ولي صداش نزديك بود از خواب برخاستم و اولين جمله ايكه برزبانم رانده شد اين بود كه : امروز در بين الحرمين كسي را سر مي برند. وماندم كه اين بوالعجب جمله چيست كه بر زبانم رانده شد در ساعت پنج و بيست دقيقه صبح .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 17:33  توسط   | 

امروز نيست كه خواب هاي بد مي بينم . خواب ديشبم انقدر بد و افتضاح بود كه رويم نميشود حتي در اينجا بنويسمش  . اما يك چيز در خواب هاي من هميشه به وضوح اتفاق مي افتد و ان هم حضور شيطان به عنوان پاي ثابت اين امر و اين جدال خير وشر است . آن قدر بايد بگوبم كه  ديشب بعد از اينكه شيطان ظاهر شد در نظرم به هيات عزيزي تا با او امر سكس را انجام دهم و بعد از خود داري من از اين امر جعبه هاي هدايايي از آسمان برايم پايين آمد و من هم در خواب شاد باش  كشيدم براي خودم اما يك چيز كه الان به يادم مي‌ايد در مورد همان خواب اين بود كه در خواب سوال مي كردم كه حقيقت چيست و در كجاي اين خواب و ماجرا قرار دارد كه من سرگشته ميشوم هر شب بادديدن اين خواب ها . آيا حقيقت، فرق ميان خير و شر و اصالت يكي بر ديگري است . كه اگر هست چه گونه منتج مي شود خير بودن امري براي انسان و جامعه اش.

آيا اخلاق به عنوان علمي  مي تواند كارگشا باشد در تمايز حقيقت براي من در مورد اين خواب . اما چرا حقيقت را در خواب جويا شدم . يعني مي شود از خواب دريچه اي به سوي حقيقت گشود و آنچه را كه ناب است ديد . در هر حال بايد بگوبم كه اگر حقيقت را نمي بينم شايد به قول حافظ كه مي گويد : شايد كه چو وابيني خير تو در اين باشد ، در همين باشد كه نميبينيم .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 20:57  توسط   | 

خواب۶_____________

اين خواب هاي من هم كارر دستم مي دهد آخر كار . كاري ميكند كه ربم را از اساس ياد كنم و ديوانه بشوم .

همين ديروز صبح خواب ميديدم كه شيطان دستاي منو از پشت گرفته و موهامو داره ميكشه و من توي خواب ميگم عمرا" نتوني من و از راه منحرف كني و و بعدش خودم رو توي كي حالتي ديدم كه از آسمون يك مرتبه يك جغد مياد روي شونم ميشينه و پشت سرش هم يك پرنده مشكي رنگ  كه نفهميدم چيه . دارم ديوانه ميشم و اخرش يك كاريم ميشه اساسي .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:43  توسط   | 

ديشب باز يك خواب بد ديدم . شايد از ديدن ستاره ها ست كه شبها توي حياط ميبينمشون . شكل دو  و شكل يك تير كمونند . از خواب ديشب همين قدر بگم كه از بس كه ناراحت كننده بود سه بار محكم زدم توي سرم و از خواب كه بلند شدم ديدم اذان ميگن . بد مسب اين خوالا . از شرحش ميگذرم اما اون بنده خدايي رو كه مي خواستم پريد و رفت .

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 21:47  توسط   |