دلم یخ کرد . آنهم حسابی ،کی ؟ دیروز . دریک روز بارانی در زمستان ،باران میبارید ، نم نم
زمینها حسابی خیس بود . باران چند ساعتی میشد که در حال باریدن بود .
پشت سیستم نشسته بودم و داشتم به خواب دیشب فکر میکردم ، خواب تخمه فروشی و کم
خریدن از آن تخکه فروشی که خواهرم از در، در آمد که : بگو چه خبر. خوب ؟ از بانک
می آمد و حسابی خوشحا ل که رئیس را عوض کرده اند . دلم یخ کرد ، آنهم حسابی .
درست مثل اینکه یک پارچ آب یخ را آنهم وسط این زمستان رویم ریخته باشند بعد از یک سال
و کمی بیشترک ، که هروقت یاد آن رئیس نیشابوری بد ذاتش می افتادم سرم درد میگرفت .
مردک نامرد، بد جور در حق من نامردی کرد .الاغ احمق بعد از اینکه پنج ماه در آن بانک
برایش مفت کار کردم زیر قولش زد و برگشت گفت : این آقارو میبینی بردار صندوق دار اونو
معرفیش میکنم اگه درست نشد بعد تو . گفتم : منم یکی اونم یکی اگه درست شد تکلیف من چی
میشه ؟ گفت :معرفیت میکنم یه شرکت !!
بابا من که خودم داشتم تو یه شرکت کار میکردم و هر ماه صد تومن به بالا حقوق میگرفتم
حالا یه شرکت ؟ تکلیف پنج ماه بیمه ، کسری حقوقی که تو باید میدادی و میزاشتی تو جیبت ؟
اوناش به جهنم تکلیف از اینجا به بعد من که تو در حق من نامردی کردی ؟
عجب جایی نشسته خدا : دوبار دمش گرم . الان بعد ازوام دادن بدون بهره به یکی از
کارمنداش و حالا گندی که طرف زده ؛ از ریاست یک شعبه درجه چهار با بیست سال سابقه
گذاشتنش تو یک باجه و مثل یک کارمند معمولی دون پایه تا کار کنه.
دلم یخ کرد ؛ وسط روز 6 دی ماه آنهم زیر باران از خوشحالی نمیدونستم چه کار کنم گفتم :
میرم بیرون یعنی اگه نمیرفتم دق میکردم . امید وارم تمام کسانی که در حق شان نامردی شده
است را خدا یک جوری جبران کند ؛که اگر چیزی برای شما ندارد ؛ از آن طرف بکاهد.
من آدم حسودی نیستم ؛ ولی نمیدانید با برجی 20 هزار تومان کار کردن یعنی چه؟
نه. نمیدانید چون اگر میدانستید مثل من امروز یا فردا برای تمام کسانی که وب میخوانند
مینوشتید تا هم اینکه همگان بدانند و هم طرف مقابل بداند وشما هم دلتان یخ کند درست مثل
من که دیروز دلم یخ کرد و امروز هم روز دیگری است برای من .