حال و حوصله ام سخت سر رفته است از بس كه اين اظهارات فاضلانه استاد احمدي نژاد را ديده ام كه دارد بلايي خانمان سوز مي شودبراي چندي ديگر و نمي شود كه جلويش را گرفت .
يا به قول حسين درخشان با عدم توانايي در دانستن زبان انگليسي و نداشتن وبلاگي انگليسي زبان هر چه را با خاتمي رشته بوديم پنبه شده است .
نمايش شبكه چار با بازي مرحوم رضا سعيدي باز هم ياد اور دوري و فراق بازيگر بزرگي مانند ثوقي است . داش آكل مرد لوطي . ياد طوطي . ياد مرجان به خير . ياد اسفنديار__ منفرد زاده . ياد بهمن مفيد . ياد كنعان كياني كه رفت و كسي هم يادي در خور او از او نكرد.
ياد جمال وفايي با ترانه تيروم تيرومش . ياد همه انهايي كه با واكنشهاي تند و انقلابي و راديكالي كه {در هر انقلابي هست } سوختند و رفتند .
دوم قبل تر هم نوشته بودم كه من خواب يك جنگ را ديده ام ولي كي وكجايش در ايران را نمي دانم ، پيشتر ها ديده بودم و تنها ترسش را درخاطردارم . حالا هم كه دكترين آقاي احمدي نژاد هم گل كرده است و پيششنهاد داده است كه يهود كوچ كند . يكجاي كار درد ميكند واينكه
من را به شدت ياد كتاب يهودي سرگردان اوژن سو مي اندازد و هجرت وهجرت وهرت .
كجاي دنيا از آن ادمهايي است كه پيامبري دارند و كتابي كه ازاسمان آمده است . بعد سرب كيميايي و سر تراشيده شده فريماه فرجامي . آقاي احمدي نژاد هم به نظر من بايد بيايد حساب يهود را از صهيونيسم جدا كند و حساب خليفه هاي عربي را كه نانشان در پيشگاه ملتشان در مخالفتشان با اسرائيل . بعد بايد حساب سرنوشت ملتي را جدا كند از جهان عربي كه تا دنيا دنيا باشد چاه نفتشان خدايشان ست و آمريكا و جرج كندي و كلينتون و بوشان پدر وپسررا با چاه نفت معامله ميكنند با كشوري كه انقلاب و كشتار هاي شاهنشاهي و هشت سال جنگ نفسش را گرفته است و دمش ديگر دمي نيست كه با اطمينان فرو برود .
