تبليغاتX
سردبیر دیپلم -

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


اول اينكه چه جمعه حالگيري .

 

دوم اينكه صدا ها در ذهن آدمي تصوير ديگري در ذهن مخاطب ايجاد ميكند . اين محسن آزرم هم چه قيافه جالبي دارد وعجب هم چاق است شانه اش خورده به شانه جانب نيك آهنگ كوثر.

 

نه مبارك بادي نه شاد باشي به اين بزرگي نوشتيم كه بابا وب ما يك سالهشد . خركي خورد توي ذوقم . اصلا" حالم براي نوشتن گرفته شده وشايد يك جورايي هم ... بي خيا لش .

 

يك حالت اوليه براي سياست ايران قائلم مثل ولاديمير چاي ابراهيم نبوي در روزانه كه حال وحوصله دنباله لينكش بگردم و ندارم  و دوم اينكه  اين نوشته بهنود مثل چكش بايد در سر كساني بخورد كه جلوي پايشان را مي بينند و نه آينده را .

 

ياد احمد محمود بخير . از او مانده  مرد خاكستري و درخت انجير معابدش را بخوانم .

همسايه هايش را كه چقدر با بلور خانمش حال كردم . يك بار آمدم خانه ديدم درختر عمه اين رمان را برداشته است دارد صفحاتش صفحا ت وسطش را ورق  ميزند و چشمانش {به خاطر مجرد بودنش گرد شده بود} تا مرا ديد گفت ميشه اين و با خودكم ببرم . گفتم : اين رمانش عاشقانه نيست ، سياسي اجتماعيه به درد شما نمي خوره . پيله كه ببرمش با خودم گفتم : ور رفتن خالد با بلور خانم  خونده كه ول كنش نيست.رفت و دو سه روز بعدشم برگردونده بودش .

( دل تونواسه دختر عمه من غنج نزنه كه چيز مالي نيست ) . چي ميشد كه يك بلور خانم هم همسايه ما مي بود. لااقل اين زمستون، واسمون تابستون ميشد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 22:35  توسط   |