كتاب همنوايي شبانه اركستر چوبها از رضا قاسمي را خواندم و لذتش را بردم . داستان خوبيش در اين است كه زياد باز نميشود و همين در كمك كردن به ساختار خوب رمان كمك ميكند تا1- خواننده غير حرفه اي كه تازه شروع به خواندن رمان نو كرده است زده نشود و 2- ساختار و چينش نوي رمان حساب شده است و فصل به فصل آن اگر چه زمان شكسته را دارد اما شخصيت اولش را در پيش نظر خواننده هميشه آماده دارد تا خواننده (غير حرفه اي )
خط سيري از آنچه نويسنده مي خواهد را بتواند دنبال كند وبه منظور وي پي ببرد .
همنوايي شبانه اركستر چوبها رماني است در باب كساني كه مهاجرت ميكنند و زندگي و طرز تفكرو مسيري كه يك مهاجرطي ميكند تا خودش شود و به قول نويسنده پايگاهي براي نفربعدي
كه خود روزي در پايگاهي فرود آمده است .
اين كتاب اين حالت زا پيدا كرده است كه گويي هر فصل آن جدا جدا نوشته شده است .مثل گفتگوهاي فائوست با شخص اول و رعنا و رضا و به صورت كلي مجموعه آپارتمان به صورت جدا نوشته شده اند و بعد نويسنده آنها را درلابلاي هم چيده است . واين شايد كمي به تصنعي شدن كتاب كمك ميكند واين كمي از كيفيت كتاب مي كاهد .
خواندن اين كتاب را به تمامي رمان خوانان توصيه ميكنم .

