دفترچه خاطرات هم كه ورق بخورد براي خودش چه عالمي دارد . بازبا يك نفز كمي درد دل كرديم و ياد اتفاقات دوراني كه گذشته بود ، باز در مسير برگشتن به خون باز همون حالت قديمي به من دست داد . شايد داشتم يك تجربه به دست مي اوردم اما داشتم چيزي را از دست ميدادم .
ما آدمها اگر بدانيم به همان مقداركه به مقصدمان نزديك ميشويم ، ار مبداء مان دور ميشويم شايد با كمي احتياط بيشتري گام برداريم .
بهر حال درد دل كردن با دوستان ، خودش هم عالمي دارد وبرايش يك شعرازخودم خواندم كه { باور كن /كه در لهجه تمام اين وزيدنها / كمي تغيير روح است } . ميبينم كه او با گفتنش ومن با گفته هايم اين شعر را تعبير كرديم .
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|