تبليغاتX
سردبیر دیپلم - من و جمعه ای بدون امام زمان

خداي من . خداي مهربان من . ازتو نتها ميخواهم اتاقي به وسعت تنهاييم برايم جور كني تا در چاه وجود خودم هرچه بيشتر ميتوانم فرو بروم  . خداي من تنهاييم هم زياد بد نيست .به خصوص روز جمعه ، روز آقايت كه معلوم نيست كي از جور ظالمان حال پيدا ميكند تا ظهور بهم رساند . خدايا كنون كه من اين سطور را مينويسم

نميداني كه به چه مقدار خوابم مي آيد . من تمام هفته را به عشق روز جمعه ات ، روز آقايت به سر ميبرم تا پنج شنبه شب بخواب روم و تا ظهر جمعه ساعت يازده از خواب برنخيزم كه خواب آرزوي من در روز آقاي توست . من چه لطفيست كه تو در حق من روا داشته اي نمي دانم . پدري علاقه مند به آقاي تو كه شب پنج شنبه ساعت 9 شب مي خوابد كه مبادا صبح زود اقاي تو بيايد و رد شود و جمال آن يگانه منجيت را نبيند . بعد مينشيند پاي تلوزيون و صداي تلوزيون را بلند ميكند و دعاي نديبه را براي همسايه ها پخش ميكند . چرا كه خودش خوابش نميايد و مراعات مارا نميكند .  به اميد پنجشنبه و جمعه اي ديگر كه يا پدرم سركار باشد و يا من از آن صندوق ذخيره الهيت  چهل ميليون تومان به من بدهي كه من خانه ام را از اينها جدا كنم و تنها در تنهايي خودم فرو بروم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |