تبليغاتX
سردبیر دیپلم - یاد داشتی برای فرشته ها و آقای امنه ای

سردبیر دیپلم

اما امروز مي خواستم بروم تا هر جايي كه ميرفت . اما كارم نمي گذاشت . نميدانيد چه حالت خوبي به آدم دست ميدهد كه ميتوانيد به يك نابينا كمك كنيد .آمد و گفتم بشين و نشست و تمام كارهايش را كردم . از در بيرونش بردم . دلم مي خواست تا هر جا كه ميشد ببرمش ، اما كارم نميگذاشت . امروز تمام فرشتگان خدابراي لحظاتي براي اين حقير هورا ميكشيدند .

 

دوم اينكه راديو صحبت هاي آقاي خامنه اي را پخش ميكرد كه محكم ميگفت : ملتي ميتواند سرش را بالا بگيردو استقلالش را دربرابر بيگانگان حفظ كند كه بتواند روي پاي خودش بايستد . صحبت هايشان حول همين انرژي هسته اي بود . انرژي هسته اي خوب است . ما بايد اين حق مان را بگيريم و عقب نمانيم . قيمتش

را هم پرداخت ميكنيم . در صورتي كه خودمان اين توانايي و قدرت را داشته باشيم و نه اينكه از روسيه تحت هرشرايطي  و ار عبداغدير خان آن را گدايي كنيم .

آقا بياييد يك فكري به حال فرار مغزها بكنيد . امروز از هنرمند وتاجر و دانشمند و هرآدم درست و حسابي كه نگاه كنيد در خارج از كشور زندگي ميكند . پرفسور فريدون رضا . در همايش چهر هاي ماندگار از او تجليل ميشود { پس خودي است } اما اوكه مسئولان را با نظراتش راهنمايي ميكند باز هم ترجيح ميدهد كه در كانادا زندگي كند . چرا.؟

تجارت سياسي است . هنر سياسي است وزارت فرهنگ ، سياست فرهنگي ندارد ، فرهنگ سياسي دارد. هنوز نيامده كافه كتاي را تعطيل ميكند . وزيرش كه از ستون نويسان كيهان است ديگر چه حاجت به بيان نگفته هايش .  دانشمند ومهندسش چون چپه تراش ميكنند و كراوات ميزنند زنديق حساب ميشوند . فكري به حال داشته هايتان بكنيد . شما براي اين نتيجه امروزتان سخت تلاش كرده ايد  . اما خواسته شما هم اين نبوده است . بيكاري ، فقر ، فحشا . آزادي را اعلام كنيد .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 22:1  توسط   |