تبليغاتX
سردبیر دیپلم -

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


خيلي دلم ميخواست كسي بود تا اين دلهره ناگهاني كه در دلم ميريزد را بردارد وببرد جايي دور وبراي هميشه خالي كند . ترس كه سراغم مي آيد ، خودم را به شكلي كاملا" سگي گم ميكنم . ترس از دست دادن . خنده دارو

سوز دارش آنجاست كه به دست نياورده از دست بدهي . اين يكي ديگر خيلي زور دارد . جان شما .

مثل همين عيدي كه قرار است برايمان حواله كنند. بله درست فهميديد حواله . هنوز نيامده دوتا چك دارم و سيصد هزار توما نش را دستي بدهكارم . خيلي چيزهاي ديگر را بايد بخرم . پانصد تومنش پر . چيز ديگري تهش نمي ماند كه بخواهم برايش نقشه بريزم ، پس بي خيالش .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 20:16  توسط   |