اين مطلب را پارسال همين موقع نوشتم و الان كه ميخوانمش ميبينم هيچ تعغيري درحال و اوضاع من به انجام نرسيده است . الانم هم سيزده را در خانه بست خواهم نشست و تكان هم نخواهم نخورد . چون بي حوصله هستم و هيچ انگيزه اي ندارم كه ندارم . ديشب هم كه خلقم مثل سگ خراب شد و حالم هم گرفته شد .
مانده ام که برای سیزده بدر کجا باید رفت . ما که اهل خانوادگی بیرون رفتن نیستیم .
با دوستان همین دور و اطراف و در دل کوهها به گشت میپردازیم . کمی چای وکمی غدا در
دل کوه مثل سگ می چسبد .
12 فروردین هم نزدیک است . روز تصویب نسلی که امروز دیگر خیلیهایشان نیستند .
شاید بعضیها بگویند که آنها اشتباه کرده اند و من معتعقدم که هرانقلابی با کنشی ویران کننده
همراه است که باعث حرکات تند و رادیکالی میشود و تبی ملتهب از این حرکات جامعه را در
بر می گیرد که باعث میشود چشم آینده نگری را از آدمها بگیرد .
دومین چیزی که مد نظرم است این است که هیچ قانونی کامل نیست و نسبت به تعغییرات
اجتماعی و فرهنگی نیاز به تعغییراتی میباشد و این قانون اساسی برای 25 سال پیش است و
