كمي كه خسته ميشوم باز يادم مي ايد كه سل دارم و بايد آب دهانم را روي زمين بيندازم . زمين را نگاه ميكنم .من عامل آلودگي خواهم بود آيا ؟
جاي ديگري براي مردن ميخواهم دالايي لاما ، مرا بسوزان و ازخاكسترم
مجسمه اي بساز براي رهايي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط
|
