بگویم که آیا کسی هست که بگوید فرق ما (حالا هرکسی در هر شغلی )با مدیران
و یا کسانی که درحال حاضر استخدام رسمی هستند در چیست ؟
در این است که ما کمی کم شانس هستیم و دیر به دنیا آمدیم ، همین و نه چیز
دیگری . امروز رفته بودم سرپرستی که دنبال نامه رئیس را بگیرم و کار را به جایی
برسانم . داخل اتاق که بودم بعد از چند دقیقه که هنوز تکلیفم روشن نشده بود یارو
دختره که تنها فرقش با من در اینه که اون رسمی و من هنوز قرداد نبستم برگشت و
گفت : برید بیرون من با همکارم حرف خصوصی دارم . والا من تا به حال به همچین
تیکه ای { اشتباه نشه قیافش مالی نیست با اون ریملایی که از گوشه چشمش
داره چکه میکنه و اون دماغ توپی و قدی که به یک و نیم متر نمی رسه } برنخوردم که
ارباب رجوع رو بخاطر حرف شخصی از اتاقش بیرون کنه . کثافت ؛ عوضی .
از این بیشتر دیگه ارزش گفتنش و باور کنید نداره . آخه چون من یک نیروی خدماتی
توی یک اداره هستم طرف عوضیم باید با من این طوری حرف بزنه . الاغ احمق .
من هر چقدر می خواهم که با این نظر حسین در خشان موافق نباشم نمی شود . همان که
گفتم تا قرار است که سر موشکها به طرف ایران به چرخد و جنگی در بگیرد آهنگ
ای ایران استاد بنان از انبارها بیرون می ایدو عکسی از دوم خردادیها نشان می دهند
حرف از آزادی بیان و قدرت نقدو احترام به حقوق شهروندی و و و و و ........
حالا آیت الله شاهرودی بعداز آن همه تهمت زدنها و از کار بیکار کردنها میگوید که
