در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما کسی گذر نمی کند
یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچ سار شب در سحر نمی زند
حقیقت امر همین است که در حال حاضر میبینیم . بیکاری فراوان است . در روزنامه
تفاهم خواندم که کشورهای پشرفته و در حال پیشرفت حسرت نیروی جوان داخل
ایران را میخورند . خب بیایند و مارا از ایران ببرند . فقط زبان میماند که آن را هم یاد
خواهیم گرفت . حالا دیگر چرا حسرت .
یک عیبی که ما داریم این است که همیشه مرغ همسایه مان غاز است . به همین
سادگی { در بین ما دیپلمه ها که گاهی شروع میکنیم به تاختن به حاکامان امروز.
در اینکه حاکمان خیلی اشتباه کرده اند نیست ولی بیاییم جای خمینی ا چه گوارا را
عوض کنیم .حالا خصلتهای اخلاقی و حکومتی را که هر دو مد نظر داشته اند را
بسنجیم { حالا کاری به رسیدن به آن اهداف رانداریم که چه کسی و به چه مقدارِِِِِی
را نداریم } آنگاه به مقایسه میانشان بپردازیم .
