تبليغاتX
سردبیر دیپلم - مثلا" برای تجمع زنان در میدان هفت تیر

سردبیر دیپلم

نمي خواستم بنويسم اما ديدم كه وبلاگ ها همگي نوشته اند و گفتم كه ما هم مثلا" وبلاگ      مي نويسيم . مثلا".

در مورد تجمع زنان در ميدان هفت تير كه قرار بود مثلا" بله باز هم مثلا" بدون خشونت برگزار شود اما نشد. چرايش هم در همان فرهنگي است كه تاريخ به ان مي بالد . فرهنگي كه قاطي شده است وشده است آويزان مثل يك لوستر از سقف آسمان آويزان .

حقوق بشر چيست ؟

حقوق بشر به زبان ساده اش كه فكر ميكنم  اين باشد اين است كه : آدمهاي تشكيل دهنده يك جامعه كه منافع مشترك دارند ، همه از حقوقي برابر باشند كه منافع تك تك اعضاء را به رسميت بشناسد . حالا حقوق بشر در ايران درمورد زنان آيا رعايت مي شود . چرا من به عنوان يك مرد حق دارم زنم راطلاق بدهم ، مهريه اش را هم بدهم ، چون دلم مي خواهد .

چرا بايد بچه اي كه حاصل يك پيچش عاشقانه در شبي مست كننده است و حالا آينده اش معلوم نيست ، چرا بايد حق نگهداريش با مرد باشد . چون نسب به مردي است و زن كشك ؟

پس خون جگر مادر در تحمل نه ماه بارداري به طور حداقل امتياز در كجا مي رود ؟

چرا خون زن نصف مرد است . زناني را ميشناسم كه يك تنه مثل گربه اي كه  بچه هايش را به دندان دارد تا در‌اب نمانند ، كار ميكنند تا در وسط اين مرداب امروز بتواند با آبرو بچه هايش را به ساماني برساند . چرا؟ تنها يك چراي ديگر مي ماند . و آن خشونت است كه همه با دست هاي بالا در‌ان شركت ميكنند و عاجزانه خواهان پيدا كردن راهي براي احقاق حقوق شان هستند با خشونت برخورد ميكنند . آيا كمك خواستن و نه گفتن چوب و باتوم مي خواهد .

عيب كار را از يك جايي ديگرهم به نظرم مي آيد و آن اين است كه زنان ايران و انهايي كه فعال در امور زنان هستند در درون خودشان دچار يك آشفتگي و عدم رهبري يك موضوع هستند . ببينيد پرستو دو كوهكي فكرو ذكرش فوتبال است وفوتبال وتخمه شكستن در استاديوم كنار پسرها . شيرين عبادي كه حالا تنها كارش اين است كه تنها به بوش فكر كند و به بوي كارهايي كهكرده است وحالا دارد به مشام ميرسد و افتاده است به دست وپا كه امريكا حمله نكند و مثل يك دست از آستين نظام جمهوري اسلامي درامده است و شده است يك محرك خارج از مرزو وقتي كه شيخ وبلاگ نويس گير ميدهد به او كه چرا انتخابات  را تحريم كرده است كمي در خودش فرو مي رود . يكي هم گير ميدهد كه حقوق بشر در اروپا چنين است وچنان و چه جوري است و يادش هم رفته است كه او در ايران زندگي  ميكند.

 

* البته ياد آور ميشوم كه كشورهاي عربي حوضه خليج فارس را هم نگاه كنيم و يك طلوات براي سلامتي خودمان و خاتمي بفرستيم كه امد و جراءت اظهار نظر را در جامعه به عنوان يك حق شهروندي دوباره زنده كرد . حالا اگر همان شيرين عبادي مي‌امد و دو نفر را با خودش به پاي صندوق راءي مي اورد امروز ، شايد روز ديگري مي بود .

 

*  مي خواهم بدانم كه زنا ن پليس (ماشالله) حاضر به خشونت است اگر دختر اوهم ميان  ان جمعيت باشد . آيا او حاضر است باز هم باتوم در دستانش بگيرد .

بدي يك كار پليس هم همين است كه ضربه هاي باتومي را مي رند بالاخره يك روزي بايد جواب بدهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 21:56  توسط   |