تبليغاتX
سردبیر دیپلم - سکس فلسفه 2

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


اين يك روايت ازديدار با يك روسپي است . درست ساعت دو نيم ظهر بود كه رفيقم گفت بريم يك دود. كه از من نه در نيومد و با هم رفتيم . سوار يك پژوي رنگ بژ شديم و رفتيم . سيگار داشتم و شرع كرديم به كشيدن . كمي كه رفتيم به يكي برخورديم كه گويا قبلا" رزرو شده بود.

رفتيم اين كوچه و كوچه ديگه و كه رفيقم يك بوق زد و ياروهم برگشت و دوستمم دنده عقب گرفت . طرف با دست اشاره .رد .ه شيشه رو بده پائين و نه سلامي و نه عليكي و نه گذاشت و نه برداشت گفتش كه : جا داري ؟ من پونزده تومن مي گيرم . ده تومنش توي ماشين . دوستم گفت سوار شو . گفت نه . چونه نداريم . گفتم : مگه شما پونزده تومن ميارزي كه بد بد نگام كرد يعني خفه شو بچه .يك دختر چادريم با خودش راه اندخته بود و خودشم يك تيپ شكلاتي زده بود و عينك دودي با فرم خرمگسي بزرگ كه روي صورت كوچولوش نا جور سوار شده بود . اون رفيق چادريشم به اين قصد بود كه خودش بيشتر جلوه كنه و به چشم بياد .               خلاصه كلام ، تيپش از دور خوب بود و از نزديك ايك بيري . رفيقم گفت نه و يارو رفت .

 البته خدائيش من اهل اين كارا نيستم . اهل تو خيابون دنبال دختر مردم افتادنم نيستم . پولم رو خرج سه چيز نميكنم . اوليش ترياك و دوميش مشروبه و سوميش دختر مردم به قصد دختر بازيه . قصد ازدواجم ندارم چون اون گزينه سوم بالا روهم ندارم .

 ببينيد يك فلسفه بر سر همين قسمتي كه نصيب آدم ميشود در اينجا ديده ميشود . من آدمي هستم كه مدتي زياد دنبال درويش مسلكي بودم و شايد راه كمي در اين وادي عرفان طي كرده بودم . (الانم هيچي ، از الانم بي خيال باشيد.) من اگر همان گزينه سوم بالارو ميداشتم كه مي تونستم خرجش كنم براي همون دختر مردم وارد يك دوران بدتري از دختر بازي هم مي شدم ، يعني سكس* . بعدشم عرق و ترياك و شيشه و كريستال و الا ماشالله . اما حالا چي ؟ حالا كه ندارم . هيچي دلم خوشبه يك دونه ايميل و همين دو سه تا كامنتي كه دوستام ميزارن اين پائيين . دلم خوش كه مقالات بهنود رو به روز مي خونم . دلم خوش كه مثلا" وبلاگ نويسم . حالا كه ندارم اونقدر كه وارد اون سه تا گزينه بالا بشم ، خدا رو شكر مي كنم كه قسمت من همينه و همينم مارو بسه .

 

* توضيح اين كه به دليل بي ادبي كه در توضيح دادن در مورد سكس و اعتياد و مشروب وجود داشت از توضيح در مورد ش خود داري كردم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 20:4  توسط   |