ديشب باز يك خواب بد ديدم . شايد از ديدن ستاره ها ست كه شبها توي حياط ميبينمشون . شكل دو و شكل يك تير كمونند . از خواب ديشب همين قدر بگم كه از بس كه ناراحت كننده بود سه بار محكم زدم توي سرم و از خواب كه بلند شدم ديدم اذان ميگن . بد مسب اين خوالا . از شرحش ميگذرم اما اون بنده خدايي رو كه مي خواستم پريد و رفت .
+ نوشته شده در ساعت   توسط
|
