تبليغاتX
سردبیر دیپلم -

سردبیر دیپلم

....  وباز سالی دیگر وپیر شدن ما ، انچه می رود وبه جوی نمی آید . چشم بر هم

 

زدیم و از 19 سالگی که جوش گذر زمان را  می زنم اکنوک به سرعت باد بودنش پی برده ام

 

تنها افسو س آن زمانهایی را میخورم که بیهوده مثل تمام زمانهایی را که نیامده اند میخورم .

 

... شنبه چون جمعه ، پار چون پیرار ...

 

دیگر نمی دانم دلخوشی من یا ما هایی که مثل منند به چیست ؟

 

من به نوبه خودم هیچگونه هدفی برای آینده ام ندارم و تنها به خاطر این به سر کار می روم

 

که مدیون پدر بودن و خرجی از پدر گرفتن  زور دارد ، زورش به جهنم ، غرغرش سخت است ،

 

و الا کدام آدم عاقلی به سن من امروز نیروی خدماتی یم شرکت دولتی میشود .

 

بگذریم .

 

سال خوب و خوشی را برای تمام دوستانم و آنهایی را که وبشان را هروز میخوانم

 

لیلای لیلی ، نوشیو وجه هایش ، زهرا ، حسین درخشان ، لندنی ، آبنوس ، ابراهیم نبوی

 

و تمام آنهایی را که گمنام در جهت ارتقاء آزادی بیان در ایران  در تلاشند دارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1384ساعت 10:27  توسط   |