تبليغاتX
سردبیر دیپلم - برای سفر و کتاب و اونهایی که ...

سردبیر دیپلم

يك بار براي هميشه ( جدا از آنكه نام فياي از بهرام بيضايي است ) آمديم يك خالي از اساس بنويسيم ، چيزي مثل اين آت و آشغالايي كه بعضيا مي نويسن و خودشونو با يكي ديگه نشون ميدن كه دارند از هم لب مي گيرند وتو بغل هم افتادن و طرف داره چه حالي يمكن كه اين با اونه و اونم با اينه . خلاصه . آمديم بنويسم وشروع كرديم به نوشتن و تايپ كردن و اين بار براي دفعه اول با قلم  tahomaو درشت شروع كردم بنوشتن . در همين حين گلاب روتون گرفت مارو بزن برو و اينم همين جور روي صفحه با فونت 16 و ما هم تو خودمون و .....  . از اون جاييكه ما ما اون كارامونو توي حياط انجام ميديم ، ديدم كه بله مهمان و خلاصه خجالت و نشستن از ما هم همين تا رفتن داخل و ما هم عرق ريزون بلند شديم رفتيم داخل خونه كه ديدم اي واي دخرخاله هام دو تايي نشستن و دارن با قباحت تمام ميخون تمام نوشته هاي مارو و حالا مارو ميگي ، مارمولك رو ميگي و قرمز برو دنبال يك جا باش كه قايم شيم . دردسرتون ندم كه  امديم مثل تمام اونايي كه از اين كمبودها دارن بنويسم كه گندش اين جوري دراومد .

 

ديگه اينكه خيال دارم براي‌اخر سالي بريم با دوستان يك تور ارزون قيمت به ارمنستان و باكو و پولدارش مسكو و لنين گراد ( محمدياش صلوات ) . يك چيزي دوروبر 400 هزار تومن از همين حالا صاف تي پاچه مسافرين محترم ولتوريست ميره .

دارم اين كتاب سفر به كشور شوراها رو مي خونم . خوندن رمانهاي نويسندگان روس مثل گوركي و داستايفسكي و پوشكين و چخوف و اينها رو به اين خاطر دوست دارم كه بيشتر از معماريش خوشم مياد و از فضاهاي متعلق به قرن نوزدهم و حال وهواش . رفتن و ديدن بهتراز خوردن و خوابيدن به هر حال . يك توصيف خيلي جالب پيدا كردم داخل اين كتاب و اونهم در مورد متروي مسكو بود و ندوشن گفته بود كه شهريست زير زمين يادگار استالين و عظمت واقعي سوسياليسم و بسيار درشت به همان نشانه عظمت شوروي و سوسياليسمش .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 18:16  توسط   |