امروز رفتم به نمايشگاه بين المللي مشهد كه يك نمايشگاه تركيبي از ماشينهاي اداري ، كامپيوتر و موبايل بود .از در اصلي كه وارد نمايشگاه شدم ديدم كه چند نگهبان گذاشته اند كه به زور آدم را راهنمايي كنند براي ورود به تالار همايش كه همان تالار خيام است . نشستم واراجيف حضرات سخنران كه جملگي چاپلوس و مهروز بودند را شنيدم . به خصوص معاون وزيرارتباطات كه به طور كلي خصوصيت تمام اين دولت را داشت كه خالي بند بود . اولي كه آمد ، زود رفت پائين خوشم آمد كه روضه زيادي غير از موارد چاپلوسيش نكرد . اما روضه خوان دومي كه آمد انگار هيات دولتامده است و مي گفت فلان طرح و بهمان طرح و فلان چيز و پس فلان چيز آماده اجراست و ديتا سنتر مركزي در مشهد راه اندازيي مي شود { خالي بنداش صلوات } . انگار همين فردا طرح ها افتتاح مي شود و به بهره برداي ميرسد . خالي بندي اساسيش آنجا بود كه دارند خطوط adsl را به روستاها ميكشند تا همگام با طرح هاي روز جهان و مردمان جهان مردم ما هم در اين راستا گام بردارند . يكي نيست بگويد باباادم ناحسابي روستاهاي ما آب ندارند كه بخورند و از زور بي كاري به شهرها ميروند ومي شوند فعله و كارگر . شكم گشنه خدا را فراموش ميكند چه برسد به adsl شما را . كاري ندارم كه گفتن بيش از حد اين حرف هاي بيهوده ، بيهوده است .
بعد نمايشگاه افتتاح شد . اولين چيزي كه در غرفه ها جلب توجه مي كرد انواع و اقسام دختران خوشگل و آرايش ها عجيب و غريب بود . به خصوص كه يك شركت كه اسمش را نمي برم ، كارش انواع واقسام ضبط ها و تلوزيونها بود در يك سالن دو به دو در دو طرف سالن يك جوان دختر ويك جوان پسر بودند . از در كه وارد مي شدي سمت راست سالن دخترگ چون سنش مثل سگ بالابود .يك آرايشي كرده بود و قيافه اش چيزي بود كه نميتوانم توصيفش كنم فقط در اولين نظر آن دماغ بزرگ و بَخش به چشم مي خورد كه سوراخ هايش از دوطرف در رفته بود . اين بار يك خوبيت كه داشت اين بود كه مثل جمعه بازار نبود و بخش سي دي فروشي هايش جدا بود از بخش نرم افزار و سخت افزارهايش .
شايد بعدن بيشتر بازهم در موردش بنويسم .
