خب بستن روزگار نو به همان دلایل همیشگی تنها حکایت یک طرفه کردن مسیر انتخابات شوراهای شهر است وبس . و الا به تک تک نوشته های قوچانی می شد گیر داد و شرق را ست اما روزگار نو را نمی فهمم . جزهمان که در بالا آمد و مسطور شد . دارم الان زندگی با صدای عبدالوهاب شهیدی را گوش میکنم و لذتش را هم می برم .
یک شب از روی صفا با دلم وفا کن
یا وفا کن با دلم ، یا من و رها کن
فردا روزجهانی هدر دادن خون است . چرا که مشتها می رود دردهان اسرائیل تا دهانش سرویس شود و ددست از سر مسلمنان بردارد و تلوزیون هم هیچ چیزی جز نشان دادن خیابان ها در دستور کار ندارد و صدا های مردم .و باید به طور حتم آن طرح می را به اجرا گذاشت . از نماز تا نماز .
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 4:10  توسط
|
