امروز در این هوای حسابی پائیزی شده سال 85 رفتم بیرون و دو کتاب خریدم و یک نوار . نوارش که معلوم است از همایون شجریان خریده ام . کار جالب وخوبی است . بخصوص دوتصنیف اولش که کلامش از ابتهاج است . در جایی از سیمین بهبهانی خواندم که ابتهاج کار را برای دو محمد رضا {شجریان و لطفی } آسان کرده است . یعنی وزن و ریتم را به ردیف جلوی دستشان گذاشته است . در تصنیف غریبه هم چنین است .
بگردید بگردید در این خانه بگردید
در این خانه غریبند غریبانه بگردید
یک مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه اونیست پی لانه بگردید .
تصانیف حسین منزوی را هم عالی اجرا کرده است و هنگامی هم که صدایش اوج می گیرد ، گویی خود استاد شجریان می خواند .
دوم این که دوکتاب خریدم یکی از جعفر مدرس صادقی با نام شاه کلید و دیگری کتابی است از مرحوم سعیدی سیرجانی با نام ته بساط و متاسفانه ما یک شوهر خاله داریم که وقتی میاد از تهران بابام چفت میکنه و دعوتش میکنه که الا وبلا امشب خونه ما و فردا شب هم خونه ما و سعادت هم نصیب ما و .... .
حالا از اون طرف ما امشب اینجا دعوتیم و فردا کجا و پس فردا کجا و ... خب به ماچه اما نمی شود کار کرد و باید تنها صبوری کرد . آخر امشب یک فیلم مثل آدم دارد (گنجینه ) که از سر شانس تخماتیک ما امشب مهمون داریم و نمیشه نگاش کرد .