تبليغاتX
سردبیر دیپلم - یک تصویر نیمه ...

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


من امروز یک صحنه نیمه دیدم . نیمه ، نیمه ، نیمه .از انها که ادم با خودش می گوید کاش می شد تا آخرش را دید و کمی لذت برد . بهر حال سکس هم از لوازم آدم بودن است . الکی نبود که قدیمی ها می گفتند مثلن یارو با اون چشم چپش به آدم نمی مومنه . خب سکس و لوازآلاتش اگر سرهم نباشد ، آدم از تمام وکمال بودن یک چیزی را کم دارد. به طور تمام نیمه بود . یادم است که یکی از همکارانم تعریف می کرد که روزی نویسنده ای فرانسوی درکافه ای درسر یکی از میزها در حالی که کنج میز نشسته بوده است و مشغول نوشتن بوده است که یکی از خوانندگانش وارد کافه  می شود و با خوشحالی و بدون ادبی و رعایتی در مورد اجازه گرفتن و این گونه موارد می پرد وسط نوشتن جناب نویسنده . او هم تصمیم می گیرد تا حال دخترک را بگیرد .از او می پرسد : اگر گفتی الان بین پاهای من چیه ؟ دخترک هم بهش بر می خورد و کلی خجالت می کشد و قرمز می شود و عصبانی . نویسنده می گوید : تو فکرت خرابه والا بین پاهای من فقط پایه های میزه و نه چیز دیگری .

تبصره . حالا هم  شما بهتان بر نخورد اما فکرتان خراب است .هنوز یاد داشت مرا تا آخر نخوانده فکرتان منحرف می شود به زیر یک متر . خب این طرز فکر شما هم یک نوع بی ادبی است که وسط نوشتن من می ایید و می روید به زیر یک متر .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 18:23  توسط   |