امروز نمایشگاه کتاب مشهد افتتاح شدو به خاطر مسائل کاری نتونستم برم امروز و قرار شد که فردا به اتفاق یکی دو تا از دوستان برویم . پارسال در اینچنین روزهایی بود که اجتماع وبلاگ نویسان در تالار خیام برپا شد و کلی از وبلاگ نویسان رو دیدم وخیلی هارو ندیدم . یکیش این حضرت آقا بود که مجری هم شده بود و تپق های کوچیکی می زد ولی خوب بود چون اگه من بودم نفس کم می آوردم و قلبم تپش های شدید پیدا می کرد و رنگم قرمز می شد. ای لامسب ناراحتی قلبی . ولی برای بار اول خوب و مکفی بود و نمیدونم چرا نشد امسال که برپا بشه . یکی دوتا کتاب لازم دارم که یکیش الفبای فلسفه است و الان یادم نیست اسم باقی کتاب ها رو .
دوم این که این آخرین نوشته حسین خان درخشان جوان اول نمونه مورد علاقه و الگوی من با نام هودر ورسیون 4 یک کمی مسخره است. آزاد بودن و آزاد زیستن در بند زبان بودن یا نبودن نیست . فحش دادن را هم گنجی می تواند انجام دهد و هزاران نفر دیگر اما کار درستی نیست ، مثل همین مرگ بر آمریکای ما که یک کم از عقل هر آدمی به دور است اما انجام می شود .