تبليغاتX
سردبیر دیپلم - نماز با طعم پرتقالی

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


این نوشته حاکی از آن است که امروز کمی سهل  انگاری یا به نوعی بی قیدی در مسئله ای خاص را به کار بردم و یا نوعی گام رداشتن به سمت سکولاریسم که خاصیت یک شهروند مدرن است . بحث بر سر شهروند مدرن بودن نیست اما جزئیی از زندگی روزمره یک انسان اجتماعی در سطح خاص است که کمی بالاتر از سطح امروز قشر متوسط ایران است والبته  این برتری منظور اقتصادی نیست بلکه فرهنگی واجتماعی است.

تند تند کارهام رو که انجام دادم و ناهار خوردم ونماز نخوندم و با همکارام زدیم بیرون به قصد نمایشگاه . وارد که شدیم خوبی این بود که بچه مدرسه ایها رو داشتن می بردن و کمی سکوت بیشتری بر فضای نمایشگاه حاکم می شد که خودش کلی نعمت است برای چون منی که 10 ساعت تمام صداها در گوشم حسین حسین می کنند . وارد که شدیم و کمی جلوتر که رفتم و خورشیدهم از زیر ابرها اومده بود بیرون و تازه متوجه شده بودم که هنوز فرصت برای خوندن نماز ظهر و عصر هست . بدو بدو به هرسمتی رفتم تا نماز خونشو پیدا کردم و اومدم برم داخل  دیدم دستشوی هاش جای دیگه است وباز بدو تا پیدا کردیم و امدم که برم داخل که دیدم از ورزشگاه آزادی هم شلوغ تره و کمی این و اون پا کردم و دیدم ، نه نمیشه باز دنبال یک جای دیگه و نبود که نبود و همکارم هم اون وسط ایستاده به تماشای من که مثل جت میرم و میام .کمی که دورزدم و بی خیال دستشویی شدم ، اومدم پیش همکارم نفس نفس زنان و پقی زد زیر خنده که احمق جون یکی از خصوصیات شهروند مدرن این که کمترین هزینه رو بابت  هر چیزی پرداخت کنه ، من قرص نماز خوردم بیا اینم مال تو یک قرص شکلات با طعم پرتقالی .

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 19:34  توسط   |