تبليغاتX
سردبیر دیپلم - معایب آدمهای نوستالژیک

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


 معایب آدمهای نوستالوژیک

 

خداحافظی واقعآ" چه واژه تلخی است وقتی که مجبور میشوی تا بگویی . امروز از ان روزها بود که مجبور شدم  قبول کنم که شاید دیگر نتوانم صدای دوستان و همکارانم را بشنوم و چهرهاشان را ببینم . دلم خیلی برایشان تنگ شده است از همین حالا که معلوم نیست حتمی بروم یا نه . خیلی سخت است و باید پا روی خیلی از خاطره هایت بگذاری ، خیلی از تصاویری که به حافظه ات سپردی برای یاد بود . همین امروز که داشتم به عکس هایم نگاه میگردم بخصوص به آن میز شام که همه هستند بخصوص همه انهایی که خیلی دوستشان دارم یکباره کوهی ازغم ریخت توی دلم که نمی تونم از این ببعد ببینمشون . شوخی ها و خنده ها و گاه ناراحتی ها که ماندگار ترین تصاویری است که به حافظه ام سپرده ام . علی رضا ، جواد ، علی .. وای خدای من یعنی از همین فردا پس فردا دیگه دیر به دیر میبینمشون . چه قدر تلخ که آخرین بار باید بگم خداحافظ و بره که دیگه دیر به دیر ببینمشون . خیلی سخته . خیلی ها تون حتمن یک بار توی عمرتون تا حالا یک خداحافظی این مدلی گفتین . خیلی سخته . قرار منتقل بشم یک جای دیگه با همکارهای دیگه وشاید ارتقاء پست کاری ولی با همین همکارها به همینشم راضیم . خیلی سخته ولی خب گاهی اوقات باید گفت . این جبر دوران است درست مثل مرگ . به قول شیخ محمود شبستری در گلشن راز که می گوید : ولی آن جایگه آمد شدن نیست  شدن چون بنگری جز آمدن نیست . و آمدی را رفتنی است سخت پر سوز و گداز اگر که با خاطراتت بخواهی زنده باشی و زندگی کنی . این عیب ما آدمهای نوستالوژیک است که خاطرات شیرینمان مارا گه گاه که آرام می کند ، گاه آزار هم میدهد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 19:15  توسط   |