تبليغاتX
سردبیر دیپلم - میلی به مرگ

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


خیلی بی جهت دلم می خواهد پر بکشم و بروم آنجا که کسی نیست . درست مثل یک میل به مرگ . دراز کشیدن وهمه چیز را درآسمان دیدن . دارم مثل هدایت هی به درو دیوار تف میکنم و نفرین به زمانه ای که در آنم . هیچ پله ای برای بالا رفتن جلوی پایت نیست . نصیحتت میکنند که الان زود است وهنوز زود است و باید صبر کنی . بابا من صد میلیون تومان پول رو الان می خوام نه تو نود سالگی که باید برم تومیدونها دستشویی بزنم که مردم برینند به این شانس ما و بخت و اقبال ما . الان که جوانم لازم دارم و الا توی سن سی و پنج و چهل بدردم نمی خورد ، کجایم بگذارمش که دردش بالا نیاید . همه اش سوز است و گداز است حکایت این جوانان ما در این زمانه و این مکان که ایِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِرا ن اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت .

مارا زچه پا بند جنون کردی و رفتی

آخر چه بگویم که تو چون کردی ورفتی

در ساغرم ای یار،  ای یار وفادار

خون کردی ورفتی

دردا که زدستت جامی نگرفتیم

وز نرگس مستت کامی نگرفتیم

از سلسله مویت وز نرگس جادویت

دارم گله هایی

من مرغ گرفتارم

چون چشم تو بیمارم

ای گل چه بلایی .   

ترانه بالا را مرحوم دلکش در سال 80 در کنسرتی اجرا کرده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 9:50  توسط   |