قالیباف در مشهد بود . فاصله اش با ما 500متر هم بیشتر نبود . من هم سر کار بودم و
رئیسمان که می دانست من اهل سیاست هستم به من گفت اگر میخواهی بروی ، برو
اما نرفتم .
انتظارم چیز دیگری بود از امدن او . ترافیک ، آن هم در چهار راه خیام ، ساعت 7 بعد از ظهر .
با تمام آنکه اوهمشهری است اما چون گفته است : نه راست هستم و نه چپ به او رای
نخواهم داد .
1_ چون هر آدم سیاسی آخرش یا چپ است یا راست و بدون گرایش ، آدمی گمراه در دل
کویر است .
2_یا آنکه او هم اهل زد وبندهای 25 ساله است .
(الان تیم والیبال ایران اول شد برای تههیج مردم برای شرکت در انتخابات آهنگ ای ایران
مرحوم بنان را گذاشته اند . بد بختهای بیچاره روی آورده اند به موسیقی و آثار کسانی که
تا دیروز به آنها فحش می دادند .)
تبلیغات قالیباف که دست به دست می چرخید نکته شعار گونه اش این نوشته بود که :_
_ زندگی خوب برازند ایرانی .
اولین چالشی که قالیباف در عرصه فرهنگی اجتماع با آن روبرو است این نکته است که آیا او
یک ایرانی مسلمان است یا یک مسلمان ایرانی .
- گرچه هر دولتی که روی کار می آید باید به این نکته توجه داشته باشد که درد امروز
فرهنگی ایران علاجش در اقتصاد است و نه برنامه های فرهنگی و مبارزات 25 ساله .
