به قول خيام : اي كاش كه جاي ارميدن بودي . و به راستي كه اي كاش . همه جا طبل جنگ زير پاي چپ است و به آهنگ دگر ، انگار، هنگام ديداراست . دارم خسته مي شوم از خواندن وبلاگ ها كه همه شان دارند بوق جنگ مي زنند و اي كاش نشود . تصويرش وحشتناك است .
خوابيده اي .. بوم ، بوم .. گيج از خواب بيدار ميشوي و تازه دنبال صدا مي گرديو با خود مي گويي نكند واي برسرمان ببارد . دنبال جايي ميگردي و گوشه امني . تازه به خودت مي آيي و بعد خانواده ات . ديگران چه مي كنند ، كجايند . زنده اند . قحطي وگراني افزون . خواراكي ها ناياب مي شوند و هرج و مرج . سر ، سر است و پا ، پا و هركسي مي شود تنها خودش .و چهرها مي توان ديد آنجا كه ديگري چه قدر به فكر ديگري است و اين روي ديگرسكه آدمي است .
بمب من و تورا نميشناسد وقتي بيايد ، مي آيد و در جنگ هم كه حلوا پخش نمي كنند .كسي كه اشغال مي كند و پول خرج مي كند به تضعيع حقوق بومي كاري ندارد .اول خودش وتنها خودش . همين
كوچكترين تصوير يك جگ است .