ديروز براي خودم يك راديو كوچيك خريدم . سه هزار و پانصد تومان . ميارزد . صبح ها با اين بنفشه رافعي كلي حال مي كنم . صداي دلنشيني دارد . ففرض كنيد اگر ايران آزاد بود و مي توانست آواز بخواند ، صدايش كشش را داشت . اما اين وسط دربرنامه هاي راديو جوان يك عيب كوچك هست .و اونم اينه كه مثل تمام برنامه هاي راديويي ديگه دروغ زياد سر هم ميكنه . و اميد واري بي جا به آدم ميده . معني نداره آدمي كه درس خونده و مي دونه كه دورو برش چيه ميگذره هي بهش بگيم به به و چهچه . مگر گاو است . درمورد بي كاري وازدواج و چرت وپرتهاي ديگر كه خيلي ها از روي باد شكم مي پرانند .مثلن ديروز بعد از ظهر در برنامه اي برنامه هايش كه مجريش يك مرد بود ، صحبت از ورود تابلوهاي نقاشي به داخل ديوار خانه ها بود . تويي كه اونجا نشستي از دنياي كارگرها كه شايد پنجاه درصد جمعيت كارگري ايران رو تشكيل ميده چي ميدوني . نمي دوني والا براي خودت فلسفه عدم ورود تابلو بر روي ديوار خانه ها نمي بافتي .
راديويي رو كه من دوست دارم فرهنگ كه اونم كه صبح ها كه ميتونم راديو گوش كنم ، همش مجلسه و دعواهايي كه سر پوله و گندي هم اگر باشه بالا نمياد كه دست ها همه از يك كاسه لقمه مي گيرند .
