تبليغاتX
سردبیر دیپلم - شکرانه

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


مي خواهم بنويسم كه شكرت خدايا . دارد باران مي بارد . سالي كه نكوست ، در مشه از زمستانش پيداست . آب باشد ،‌اباداني هم هست . اين رمز آسودگي است در اين جا . شهري كه خودش چهار ميليون نفر جمعيت دارد در طي سال ده ، دوازده ميليون معيت واردش بشوند ،‌آبي برايش باقي نمي ماند. داشتيم كم كم با برف در مشهد غريبه مي شديم كه چند روز پيش برف آمد و بعد هم باراني ديگر . دارد بازان مي بارد . باران براي شادي روح مادرانمان مي بارد . 

تنها شكر ركدن است كه از دستم بر ميايد و نمي دانيد شانزده ساعت در طول روز بي‌ابي يعني چه ؟ اينجاست كه ان مقاله همشهري ماه را به خوبي درك مي كنم كه نوشته بود ، جنگ آب ،صلح نفت .  فرداها با اين گازهاي گلخانه اي كه در سطح جوي زمين مي مانند و بيرون نمي روند ، و زمين كه دارد روز به روز گرمتر مي شود جنگ ها بر سر اين مايع حيات شروع مي شود و از آنجا كه هرچيز قيمتي دارد چه صلح و چه جنگ  و زير بناي تمام اين ها يك كلمه است اقتصاد . اقتصاد هم كه امروز در عرصه جهاني شدن ، كلمه اول و آخر را نفت مي زند . همان است كه  آمريكا دست از سر خاور ميانه بر نمي دارد و الا تاريخ و فرهنگ هم هيچ ارزشي دردنياي كاملن اقتصادي ندارد .

بهر حال بايد شكر گذاز خدواند بود ،بابت اين مرحمت آسمانيش كه بر سر ما نازل مي شود .  آن هم با اعمالمان كه در‌ان حقوق بشريت كه همان حق الناس است كه امروز بي معني ترين كلمه است در جامعه ما ، نه تنها زباني .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 22:41  توسط   |