امروز اربعين حسيني است . چهل روز از عاشورا و عاشورائيان و فرصتي براي عاشورايي شدن مي گذرد . فرصتي شايد براي سالي ديگر . فرصتي كه از ره توشه سوزش ،عمرشايد نصيب آدم بشود . حالا خوب يا بد بياوري آن چيز ديگري است .
امروز چهلم سيد شهيدان دشت كربلاست . ديروز راديو مي گفت كه وزير ارشاد از مردم دعوت كرده است تا با شركت در مسجدها و هيات ها پايبندي خودشان را نسبت به ارزش ها نشان بدهند . من مانده ام كه اين وزير ستون نويس ، در كجاي عالم سير وسلوك مي كند . هر جا هست اينجا نيست . در ايران نيست . اگر هم هست همان ستوني را كه خودش مي نويسد را هم نمي خواند . مردم را شما به تير بي حجابي و وااسلاملي تندروانتان ،كافر وزنديق كرده ايد حالا دعوت به كجا مي كنيد . كانون صلح يا كانون يك رنگي به هر قيمتي . مردم دارند N G O مي زنند تا حرف خودشان را بزنند آن وقت آنها را وارد گودي ميكنيد كه تنها يا نبايد باشند يا اگر هم هستند بايد تنها گوش كننده خوبي باشند . نه جناب مامور ارشاد . اين جوي از اين آبها بسيار به خود ديده است كه مزه همه يكسان بوده است .
ديگر اين كه مسابقه عكس با دوربين موبايل گذاشته اند تا ذوق و علاقه آدمها را و زاويه ديدشان را ببينند . آيا هنوز كسي با ديد ارزشي مي رود يا هستند كساني مثل من كه دنبال اين هستند كه ببينند چه كسي از روي ديد ارزشي مي رود چه كسي هم تنها براي وقت گذراني .
بهر ال امروز شنبه است . پدرم درخانه است . حالا از او اصرار كه برويد صراط مستقيم همين است و جوانان بسيارند وخودتان را به ائمه بچسبانيد و ساير موارد ديگر و از ما انكار . از او اصرار به تاب و از ما انكار به خواب .
