تبليغاتX
سردبیر دیپلم - یک مهمانی

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


امشب ، همين دو ساعت پيش برامون يك جين مهمون اومد از لرستان . آدمهاي صاف و بي غل وغشي بودن به غير از اين دامادشون كه مشهدي بود . جالب بود كه توي بر خورد دو عده غريبه با هم كه نمي تونن از در بي تفاوتي در بيان ، اين براي اون خالي مي بنده و اون براي اين .

 اون ميگه كه انقلابي تره و اين ميگه من ترم بيش تره . خلاصه . دست خداست اين ازدواج كه طرف از لرستان بياد اين جا زن بگيره . جدن كه دست خداست و كار خدا . اونجاشم كار خداست كه يكي ديگه مي خواد زير لحاف رو تجربه كنه ، يكي ديگه مي خواد زندگي تشكيل بده ، خرحمالي مهمونيش پاي من بد بخته .

 قربونت برم خدا .

همه رو برق ميگيره ، ما رو كلفت ننه بزرگ همسايه خانه سابق مادر اديسون .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:43  توسط   |