براي سلامتيش دعا كنيد
سيمين دانشور اگر كه برود ، نمي خواهم بگويم كه بانوي داستان ايران مي رود و از اين مدل حر فها . نمي خواهم بگويم كه از چهار چرخ داستان نويسي ايران از امروز يك چرخش لنگ خواهد زد . اصلن دنبال اين تعارف شكستن ها بر سر خلق نيستم . اما مي خواهم بگويم كه رفتن سيمين دانشور ، مثل جداشدن يك سنگ بزرگ از پيكره يك كوه بزرگ است . به قول هوشنگ گلشيري (در كتاب جدال نقش با نقاش دراثار سيمين دانشور) او تا قبل از سووشون چيزي بيشتر از عيالم از سوي جلال نبود . او بعد از سووشون شكل مي گيرد و مي شود سيمين دانشوري كه جداي از خطابه عيالم مي شناسندش . او از ياد ها نمي رود ، او همانند جلال ، هوشنگ گلشيري ،محمود دولت آبادي ،احمد محمود ،محمد محمد علي بخشي از حافظه كلاسيك جامعه داستان نويسي ، جنبش هاي سياسي اجتماعي ايرانند . خاطره او ، وجود نازنين او ، داستان هايش همه و همه ياد آور جلال آل احمد هستند و همچون جلال هر گز از اذهان پاك نمي شوند .