تبليغاتX
سردبیر دیپلم - کمکم کن

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


دنبال يك تفريح براي پنج شنبه هايم مي گردم . كتاب و موسيقي و اينترنت و ورزش نباشد . مانده ام كه چه كنم اين بعد از ظهر هاي باحال را . من اما اين وسط مانده ام پنج شنبه ها چرا من كه مجردم خوشحالم در حالي كه ديگران متاهل اند . من يك منطق براي ايام هفته ام دارم . از چهارشنبه ها خوشم مي آيد چرا كه پشت سرش يك پنج شنبه پر از تصوير و موسيقي و بوي خوش نوستالوژيك برام . يك روزي پر از خاطره و پر از خاطره هاست . روزي كه خيلي ازش خاطره براي گفتن دارم اما رويم نمي شود كه بنويسم شان . بد نيست اما يك جور هاي عاشقيت است در كنار درختان خيابان ها ، پر از تصوير هاي ساده اما تو دار . بهر حال . از پنج شنبه ها به همان دلايل بالا خوشم ميايد كه عمق يك كتاب زنده است شايد براي دوازده ساعت . از جمعه ها خوشم نمي آيد چون هميشه صبح هاي باحالش را با دعا و روضه از خواب بيدار شده ام آن هم به زور ، چون قرار بود من سرباز گمنام امام زمان بشوم . بخصوص وقتي اين جلسه هاي پر از ريا و دورويي همسايه مان مي رسيد و دو سه تا با هم بودن ، پشت سرهم . يعني سه هفته بي خوابي مطلق به خصوص در تابستان كه احمق ها يلندگويشان را در حياط مي گذاشتند . ازز شنبه ها به دليل رخوت هميشگيش از دوران دبستان تا ديپلمم بدم مي آيد . به خصوص حالا كه سركار مي روم . برايم يك شنبه و دوشنبه و سه شنبه با هم هيچ فرقي ندارند .  كمكم كنيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 22:48  توسط   |