شما كه اسبم را در خيابان رها كرديد و
آن باران بي پايان را
حدس نزديد
چرا به من اميد زنده ماندن مي دهيد ؟
مي دانم اسبم
به روي آسفالت ، از بي علفي
مي ميرد .
احمد رضا احمدی
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 21:38  توسط
|
شما كه اسبم را در خيابان رها كرديد و
آن باران بي پايان را
حدس نزديد
چرا به من اميد زنده ماندن مي دهيد ؟
مي دانم اسبم
به روي آسفالت ، از بي علفي
مي ميرد .
احمد رضا احمدی