تبليغاتX
سردبیر دیپلم - بوی پائیز -کتاب و ماه مبارک

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


پارسال همين موقع ها بود كه اینجا نوشتم  حيفم مي آيد كه دارد پائييز مي رسد و نمي شود ديگر در حياط خانه مان روي فرش ها دراز بكشم و كتاب بخوانم . كم كم دارد هوا سرد مي شود وبايد يواش يواش عقب نشيني كنيم به داخل خانه به اميد بهاري و تابستاني ديگر . نمي دانم همين موقع ها بود كه داشتم كتاب از رگ هرتاك دشت سايه ها رو مي خوندم ازخسرو حمزوي و امروز درست حالا وقتي كه دارم به آسمان قيرگون شب نگاه مي كنم ، دلم براي بهار سال ديگر از همين الان تنگ مي شود و حسابي احساس غم به من دست مي دهد . گرچه پائيز هم براي خودش حال وهواي عاشق گونه اي دارد ، برگ هاي زرد و قرمز و قهواي و خلش خلش صدا كردنشون زيرپا و پياده روهايي كه مخصوص همين صداها هستن و .. يك فلاش بك زدم به گذشته در زمان دبيرستان . يادش جدن كه بخير بــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد .

فردا هم ه بايد برويم پيش باز ماه مبارك . خوش بحال اونهايي كه ميتونن با خودشون كنار بيان و روضه نگيرن . راحتن . تشنگيش لامصب آدم رو بدجوري اذيت مي كنه . اصولن ماه مبارك مال اونهايي كه پشت ميز مي شينن و منتظر ظهور آقان تا يك كاري واسه همه بكنه . منظورم شيخها هستن . از نظر رساله من شاطرهاي نونوايي ها و كارگران و خلاصه اونهايي كه كار پرتلاشي دارند از روضه گرفتن معافن .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 19:33  توسط   |