تبليغاتX
سردبیر دیپلم - یک شعر

تمام شب

پر از بوي توست 

و تو تنها سايه اي گشتي 

در خيال روشنم

كه آمدنت را  مي پخت

براي ديدن خورشيدي ديگر

 ....

و حالا

مگر تو مي آيي

يا خيالم بي خيال مي شود

كه هي هنوز خورشيد پشت خورشيد است .

پس اين انتظار واضطراب براي چيست ؟

هي آدم شب  نشين پراز خيال .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |