كمي كه برايش تعريف مي كنم ، مي زند زير خنده و حالا هي بي خيال تمام معركه هاي دنيا كه بابا پشت سرمونه و داره مياد . باورش براش سخته . اين تمام دنياي ما شده است . من و دوستم كه مي دونم كه نمي دونه و همين برام شده واويلا كه چه جوري حاليش كنم .
* كسي كه حاليش نيست و نميشه حاليش كرد چه از پشت سر و چه از جلو كه بياد بي خيالش بشو .
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 21:25  توسط
|