تبليغاتX
سردبیر دیپلم - براي زهرا ابراهيمي

سردبیر دیپلم

ياد داشت هاي كسي كه نتوانست تا بالاتر از ديپلم بخواند


داستان تو، داستان همين جــــبــــــــر جغرافـيــايي ست كه در آن گــيــر كـرده اي . داسـتـان دختـر مشرق زمــيــن بودن اســـــــــت و فــــــــرهنگ اساطيـريش . داستان كتاب دو زن مــرحـــوم سعيدي سيرجاني است و بس

ديشب يكي از دوستانم به من يكي سي دي از كارهاي محسن نامجو داد و گفت برو حالش رو ببر . اما من بيشتر از اين كه حالش رو ببرم ، بيشتر دلم گرفت . توي سي دي يك فايل تصويري بود كه براي زهرا ابراهيمي ساخته شد ه بود توسط نامجو . قشنگ بود و غمناك . مي خواهم اين ياد داشتم براي او باشد كه ناجوانمردانه به يك سو نهاده شد. مي خواهم برايش بنويسم كه آزاد باش و راحت . تو كار خلافي نكرده اي . با هركسي كه نپريده اي . نامزدت بوده است يا دوست پسرت يا هر خر ديگري ، باشد ، تو كاري نكرده اي . كاري را كرده اي كه تمام مردان ايراني آن را متعلق به يك شب پنج شنبه كرده اند . اصلن مي دوني چيه . مي خوام بگم سكس كردي ، كاري كردي كه همه عالم و آدم با هم مي كنند ، اما به روي هم نميارند . يك پوشش شرقي ميزارن سرش به اسم غيرت . اما غيرت به اين چيزها نيست كه ناموس پرست بودن رو بياري تو كوچه و داد بزني كه من ناموس پرستم . تو ناموس اون خري بودي كه فيلمت رو داد به همه ، همه هم كه از اين چيزها كم ميبينند و حرف مگويشان همين حرف هاست . تو كاري نكرده اي . سكس كه يك امر عادي است. از همه عالم و آدم ،‌ اين را ميشنويم واز تو تنها ديده ايم . همين .سرت را بالا نگه دار .بازم ميگويم تو كاري نكرده اي . رها باش . درست مثل اين كليپ  بالاي بام دست هايت را گشوده اي . بگذار كه احساست هوايي بخورد . خودت باش . خجالت نكش . خجالت بايد اون خري بكشه كه معلوم نيست الان تو گوشه كدوم زندون به چه گوه خوردني افتاده . خجالت رو بايد اون خري بكشه ، كه اگه به كسي بگي جاكش سرخ ميشه و اون توي اينترنت داغ گذاشته بالاي پيشانيش كه من جاكشم . جاكش بودن كه شاخ و دم ندارد . داستان تو داستان اين ترانه محسن نامجوست كه مي خواند : اين كه زاده آسيايي رو ميگن جبر جغرافيايي . داستان تو، داستان همين جبر جغرافيايي ست كه در آن گير كرده اي . داستان دختر مشرق زمين بودن است و فرهنگ اساطيريش . داستان كتاب دو زن مرحوم سعيدي سيرجاني است و بس . من دوستت دارم و به تو و به تمام نگاه هايت در اين كليپ احترام مي گذارم و تورا به عنوان يك انسان مي شناسم  و برايت ارزش قائلم . من و ماهاي ديگر بسياري دوستت داريم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:48  توسط   |