به تعداد آه هايم
رويا دارم
وقتي كه دستانم خالي است و سرم سنگين .
تهي
از دستان من جان مي گيرد
وقتي كه غروب آخرين روز پائيز را
يلدا نام نهاده اند
تا چشم بر سحر بدوزيم
كه دي ماه
ماه اول عاشق شدن است .
سرم سنگين تمام روياهاست
اين ((سرشار تهي )) باورش كمي سخت است .
اما تفاوت كلاغ و پرستو را
من مي فهمم
و
من نمي فهمم
كه چرا كلاغ شوم است
و پرستو نشانه بهار
و مگر پائيز يك فصل نيست .
اما .... اما هيچ كس نمي فهمد
كه تنها دارد زمان را مي بازد .
تشابه ميان سر ودست چيست ؟
آن كه سري سنگين دارد
و آن كس كه دستي تهي .
در اين ميان اما
روزگار نقش خودش را بازي مي كند
حالا تو دست داشت باش
يا سر .
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 22:20  توسط
|
