
گرچه دارم در موردش دير مي نويسم اما بايد بگويم يعقوب ياد علي رمانش ،آداب بي قراري را دوبار خواندم . بخصوص بخاطر آنكه مي گفتنند تم همجنس گرايي را دارد . توجه داشته باشيد كه هم جنس گرايي با gey فرق بنيادين دارد . اين كه چرا اين چنين چيزي را در رمانش ديده اند را نمي دانم اما بگويم كه من اين چنين موردي در رمانش پيدا نكردم . من بيشتر دچار اين قضيه در رمان شدم كه چرا مهندس در اين داستان اين قدر دچار بيزاري و عشق مي شود . حالا اگر منظور آن است كه او از تيپ آن كارگر خوشش آمده است ، تم هم جنس گرايي را در آن من نديدم . خيلي راحت ميشود فهميد كه مردان اروپايي (يا بهتر: غربي ) خوش تيپ تر و خوش اندام تر از آسيايي مسلكي هستند كه دچار مسائل فقر و ركود اقتصادي است و بالطبع در مورد بهداشت ، بهداشت تغذيه ، يا رژيم غذايي دچار ناتواني است براي اعمال آن . دوم در مورد فرهنگ تغذيه و وجود نان به عنوان بركت سفره ( در ايران ) و خوراك هايي مانند كله پاچه و آبگوشت و اشكنه است كه آدمها شكم هاي بزرگ تري دارند و در پي آن چربي و قند خون و الي آخر . حالا تبليغ همجنس گرايي اگر شد ببخشيد والا ما منظورمان بهداشت و رژيم غذايي بود بيشتر .
| بين حكم اولي يعقوب ياد علي و حكم دومش در دادگاه تجديد نظر چقدر مي توان تفاوت سليقه پيدا كرد والا قانون همان است كه بود . |
بين حكم اولي يعقوب ياد علي و حكم دومش در دادگاه تجديد نظر چقدر مي توان تفاوت سليقه پيدا كرد والا قانون همان است كه بود . بهر حال اميدوارم كه دادگاه تجديد نظر درحكمش تجديدنظر كند و يعقوب ياد علي را بخاطر نوشته اش محاكمه نكند .
