
امسال را كه چون سال هاي ديگر سيزده بدرتپيديم **** در خانه و به اتفاق ساير دوستان كه آنلاين بودند سرچ ميزديم و به عبارتي بهتر وبلاس ميزديم . روز اول قرار گذاشتيم كه برويم بيرون اما نرفتيم چون باز هم حسش نبود . در خانه ماندم و مقالات محمد قائد را بلعيدم . ديشب كه مثل سگ تا ساعت چهار صبح بيدار بودم و خوابم نبرد . از ساعت دو ونيم شب بلند شدم و كتاب عرض حال مدرس صادقي را برداشتم و شروع كردم به خواندنش . البته امروز به اتفاق يكي از دوستان تا پاركي رفتيم و سيگاري كشيديم و كمي بحث در مورد شعر امروز كرديم . البته نه او خودش را منتقد مي داند و نه من شاعر . بهر حال براي خودش روزي بود ، چون ديگر روزها .
**** امسال هم سال سگ است ، چون حسش نبود كه نبود كه نبود كه بيرون برويم درست مثل دو سال پيش .
