5 آپريل روز جهاني زمين است و به وسوسه و نه دعوت اين وبلاگ من هم تصميم گرفتم كه ياد داشتي در مورد زمين زير پاهايم بنويسم . نمي دانم مي فهمد حرف هايم را يانه . مي شنود يا نه . اما من مي گويم . براي همين يك متر جايي كه مي خواهم يك روزي يا شبي و بسيار شب و روزها زيرش بخوابم . من يا بهتر ما يا بسياري از ماها از اين كه زبان همديگر را نمي فهميديم ف با هم مي جنگيديم .مي كشتيم تا كشته نشويم . زنده بمانيم . تا با تو باشيم . بسيار آواها كه در روي زمين جاري است و تا دنيا باشد جاري خواهند بود . اما در اين ميان تنها آدمها ، تنها صدايي را كه نشنيدند ، صداي تو بود . صداي نفس كشيدنت را . نبض هستي سيال ت را ك جاري بود در بستر عريان زمان . كسي نفهميد و يا خيلي ها نفهميدند كه تو زنده اي و مي تپي و به خواهش هايت و داراييهايت توجهي نكردند . و آنها كه فهميدند ان قدر اقليت هستند كه همان بهتر كه بگوييم هيچند . تو را دارند گرم مي كنند . با سوازندن درخت هايت ، خاك هايت ، بخار كردن آب هايت . كمر به همت قتل تو بسته اند و به قتل خويش ندانسته در هر دو حالت . اما تنها و تنها دشمن تو زمين آدم به تنهايي نيست . آدم به تنهاييش هيچ خطري ندارد . او تنها با وسوسه هايش خطر ناك است . با وسوسه هاي خطرناكش مثل قدرت . تك بودن . اول بودن . بي رقيب بودن . مطلق بودن . نرون بودن . فرعون بودن . اين وسوسه بودن به تنهايي بودن . اين خطري است كه زمين را ، تو را تهديد ميكند و نشان به همان نشاني كه هر جايي كه بهترين ذخيرهاي تو خوابيده است ، جنگ است . يك آوايي يك روز از مرحوم بازرگان به نظرم خارج شد كه فلاني چرا دست از سر منطقه برنمي داريد و اوايي آمد به جواب كه هي فلاني ، نفت . تو را به خاطر داشته هايت از بين مي برند و نمي دانند كه تيشه به ريشه خويش از آمد گان و نامدگانشان مي زنند و ريشه به تيشه بشريت .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 22:41  توسط
|

